پنج‌شنبه 23 خرداد 1387

 

لعنت به هر چی اسم،که معنای پدر میدهد

 

Father

 

پی نوشت:خواهشا نظر ندین .برداشت منفی هم نشود.درک نمی کنین.

 



دوشنبه 20 خرداد 1387
I'm Alive





Mmmmm ... mmmmm ...
Mmmmmmmmmmmm
I get wings to fly
Oh ... I’m alive
Yeah

When you call on me
When I hear you breathe
I get wings to fly
I feel that

I’m alive

When you look at me
I can touch the sky
I know that I’m alive


Mmmmm ohhhhh ahhhhhh

When you bless the day
I just drift away
All my worries die
I’m glad that

I’m alive

You’ve set my heart on fire
Filled me with love
Made me a woman

On clouds above

I couldn’t get much higher
My spirit takes flight
Cause I am alive


Ohhhhh

When you call on me
When you call on me
When I hear you breathe
When I hear you breathe
I get wings to fly
I feel that I’m alive

I am alive

When you reach for me
Raising spirits high
God knows that
That I’ll be the one
Standing by

Through good and
Through trying times

And its only begun
I cant wait for the rest of my life

When you call on me
When you reach for me
I get wings to fly
I feel that


When you bless you bless the day
I just drift away
All my worries die
I know that I’m alive
yea
I get wings to fly
God knows that I’m alive


::Celine Dion



سه‌شنبه 7 خرداد 1387

زندگی را بخش باید کرد،


شاید هم بهتره که بفهمیمش.


راستی زندگی چند بخشه؟


زندگی شاید یافتن بودنهاست.


ابدیت را هجی کرده ای؟


و ما که همه، جا مانده ایم و تهی از حس بودن و تنها خواهانیم که بمانیم.


هیچ فکر کردی که آمدی برای رفتن و جاری شدن میون یه حس مثل صدای پر نیلوفر آبی.


و شهوت را چه؟


هر کس تونست،تعریفش کنه.(تو بخش نظرات).


شهوتی که میمیراند هر چه حس داری از بودن.


و چون شیشه ای از مشروب تهی گاه خوبیست اندیشه را.


بتعریف.گر می توانی.


پس داد نزدن که من .. . تهی کردن اندیشه هنر نیست.کشتن احساس نقشیست نا زیبا.


پس کلاس نذارین خواهشا.


راستی کجای زندگیست.لذت ؟ عشق ؟ وظیفه؟!!


اصلا خود زندگی چی؟بخش کن.


خدایا به عزلتت قسم فهم را گم کرده ام، منم شدم یکی مثل عادل(فردوسی پور)اون اشک ها


را نمی فهمد و من خیلی بیشتر خود را و باز بیش از این تو را.


قرار نبود زندگی گم شدن و نفهمی باشه.ما آمده ایم از برای فهم.


کمک کن.


گریستن را بیاموزمان.





پنج‌شنبه 2 خرداد 1387

قهرمان می گرید.

قهرمان میبرد.و باران هم نامرد شده.پای قهرمان چرا سر باید بخورد؟

قهرمان می گرید.به حال دل هایی که میتپند برایش.به حال روزهایی که داشت.

قهرمان می گرید و یادش مانده سالهای پیش را.

زمانی که نامش را دوست داشتند و نمی هراساند کسی را.

قهرمان می گرید.آسمان هم می گرید ، شاید برای نامردی اش.

و این وسط سرخ هایی که باید خدایشان دیرک دروازه باشد.سرخ ها و نام ها.

اما چه شد.چه شده بود تیمی که می لرزاند دل ها را و گرفتار طوفان آبی.

سرخ های دربند قهرمان.

قهرمان می گرید.به زمانه شاید.به شانسش شاید.

به مادری که پرید و نتونست هدیه ای از برایش بفرستد.

قهرمان هر چه دل بود را برد، اما جام را جا گذاشت.قهرمان فوتبال یادمان داد.

قهرمان لیاقت را صدا می زند.

و باز قهرمان می گرید. ودلمان نیز می گیرد.راستی عدالت را ندیدی.

گزارشش را عادل می داد اما عدالت را من ندیدم.

عادل متعجب از اشک های شسته با باران قهرمان،تو گویی فهمش را گم کرده آیا؟!!!

قهرمان هنوز هم می گرید. آخر، دل ها گریسته بودن برایش.

قهرمان هر چه تو گویی داشت جز شانس.

و خدا انگار پول گرفته بود.

چلسی همیشه قهرمان را گریه چرا !!. او که هیچ کم نگذاشت.

بلند شو قهرمان.تو میلیون ها دل را بردی. تو هر چه آبرو سرخ را بود بردی.

بلند شو و بخند به زیبایی ای که آفریدی.تو میلیون ها آدم را میخکوب کرده بودی

و دهانها را متراژ چه بالا بود.

بلند شو و بخند تا اون مادر هم بخنده.

قهرمان همیشه قهرمان خواهد بود.

اگرم گریستی دلت هست. تو غرور را خالق هستی.

بلند شو و گریه را به تنهایی هایت بسپار.

عادل جان نخند به اشک هایی که لیاقت می خواهد دیدنش.تو نیز اعتبارت را از قهرمان می گیری.

راستی چند گرفتی برای گزارش بازی قهرمان؟

پس عادل نخند.حقوقت را بشمار.

بگذار قهرمان تا دلش می خواهد بگرید.کسی از تو نخواست توپ ها را جمع کنی.
و همچنان قهرمان می گرید.