سه‌شنبه 29 شهریور 1390


Bu akşam aklıma yine sen geldin
Dersi bıraktım, çalışamadım
Saat bire geliyordu Aney
Yatamadım, uyku gözüme girmedi.
Sen bu saatlardan eskiden
Benim beşiğimi sallardın
Uykunu harap ederdin benim için
Agladığım zaman
Sancılandığım zaman
Kalkardın süt verirdin
Nane kaynatırdın.

Aney
Canım Aney kurban Aney

.:: suz: Mehmet Atilla MARAŞ



پنج‌شنبه 17 شهریور 1390
خواستم نگم اما همش اذیت میشم
خواستم نگم نگاهای عمو،سر کوچه ی بیکاری
خواستم نگم طعنه های زهردار بیچاره ی ترشیده
خواستم نگم پوزخندهای نون خشکی چهارراه
خواستم نگم بی پولی،
خواستم نگم تنفر از نگاه آدمکا
خواستم نگم تحقیر،نگم کثافت شده زندگی
نگم که کارمند پشت میز بانک دولتی از من و تویی فراریه که عشقش بود
خواستم نگم تف به بنده هات خدا،
اما دیدم اگه اینجا چندتا فحش آب دار ندم ته دلم هوای کودکی نمیکنه.
خواستم که نگم شیشه ی نوشابه ارزونی تون،
نگم که زندگیتون زجر بودنه،
فضاحتیست بودنتون،بوی قسم های خورده میده دهنتون
مثل بوی گند کنایه های زهردار.
.
.
اما با دوپای کودکانه میدوم من همچو آهو
خندیدن هنر نیست،زندگی این روزها و همیشه م خواهد بود.
شکر خدایا....
شکر که نفسهام بوی کنایه نداره و پوزخند.



سه‌شنبه 8 شهریور 1390

“به داد دل ای قرار دلم ،نوبهار دلم،میرسی پس کی؟” 

 

یه وقتایی  خنده های مزه دار تابستونه،یه وقتایی بچه گی من و بچه بازی،یه وقتایی بوی اجاق رب گوجه گیری،
اما وقتایی همه چیز روقاتی کردیم. وقتایی نگاه های طعنه دار،خنده های زورکی ،سلام های از سر اجبار.
وقتایی زندگی هامون میشه خود بزرگ بودن،خود بزرگ کردن.حتی برا سطل زباله بیشتر از خودمون زندگی میکنیم.
هر روز صبح جلو آینه تمرین.تمرین اینکه زندگی جز پولش مابقی حرف مفت آدم دیروزی هاست.تمرین اینکه خنده ی مصنوعی ما از کدام نیمرخ طبیعی ست.تمرین صورت زیبا با هر چی بوی مزخرف که میگیم عطر و ادکلن.تمرین قسم های دروغی که با اسم مصلحتی باید امروز بخوریم.
تو دلمون میمونه حسرت صد متر دوچرخه سواری،تو دلمون میمونه خنده های بلند، سرکوچه و توپ پرسی،شرط بندی های عجیب...
اما قصه های پری کوچولو فقط یه وقتایی ست!
نمی ارزه به خدا.یه نگاهم بالا بندازیم.هنوزم ستاره ها چشمک میزنن.چند ساله که ستاره ندیدی؟!!