جمعه 25 اسفند 1391

میون تموم اون وقتهایی که رنجشی نصیبم شده،همه چیز رو بردم زیر یه علامت سوال گنده.اونقدر گنده که خودمم زیرش جا شدم.میشم عروسک خیمه شب بازی برا چیزایی که میبینم.

اینکه خیلی از همون وقتها دنبال اینی هستیم که همه چیز رو خراب کنیم اونقدرها هم خوب نیست.این یعنی اینکه من ضعیفم.من حتی تاب ندارم بشنوم.و برا ارضای خودمون هی خودمون رو میخایم بزرگ کنیم،خاص کنیم.بگیم که هستیم.

اما وقتی هستی دیگه لزومی نداره که جار بزنی.


پی نوشت:

- خداوندا ببخش که کوتاهترین دیواری هستی که فکرهای کوتوله ی من بهش میرسه،تا هی بکوبمش تا خودم رو ارضا کنم به بزرگی.



پنج‌شنبه 24 اسفند 1391
خب اینکه خیلی ها چه چرت و پرت هایی بهت میگن اصلن مهم نیس.
مهم اینه که یاد بگیری همیشه چیزی باشی که باید و کار کنی که باید.
شرایط هیچ وقت کامل نمیشن تا اون چیزی که من یا هر کس دیگه ای دلش میخاد پیش بیاد.
محک بزرگ آدما همینه که منتظر شرایط نمونن.منتظر شانس نباشن.
کلا(کلن) زندگی بزرگترین شانسی هستش که به ما آدما داده شده.

پی نوشت:
-دارم روی چیزایی که میتونم تمرکز میکنم.این روزا روی یه سایته هستم.با آژاکس می ترکونمش. ;)
خدا کنه امروز بتونم لیست ها رو اونجور که دلم میخاد در بیارمش.


چهارشنبه 23 اسفند 1391

کم کم دارم به این عینکه شک میکنم.

به همه ی حرفهایی که زدم و کارایی که کردم.

گوش محرم نیست.

حرفهات میشن چماق دست ملت.



پی نوشت:

- اصالت مهمترین مشخصه ی هر چیز ِ.دیشب این فوتبال خیلی اصیل بود.

تا کور شود  هرکه نتوان دید. :)



یکشنبه 20 اسفند 1391

کجایی زارا؟

دل من بترکد بس که نفهم است.از بس خیلی چیزهایش نیست.

از بس برایت تنگ شده است و تو هی مجبوری خودت را کوچک کنی.



شنبه 19 اسفند 1391

به همه ی این سالهای عمرت،

به اون اسمی که توی شناسنامه ت خورده،

به وجدانت قسم که بدون پسته هم میشه نوروز داشت.


پی نوشت:

- به احترام نفس نوروز و نفی شکم پرستی خودمون و پول پرستی و شکم گندگی یه عده ی دیگه،لطفا امسال پسته نگیرید.

نمیمیرید به خدا.من تجربه اش رو داشتم و نمردم تا الان.



جمعه 18 اسفند 1391

مثل بغضی که هیچوقت شورآب نمیشه،

مثل آهی که هرگز نفرین نشد،

مثل نخ سیگار خاموش بر لب،

مثل سایه ی پاییزی ام.



دوشنبه 14 اسفند 1391

متن اصلی حذف شد.


پ.ن:همه چیز رو بهم میریزم.حتما. :)

پ.ن2:شاید این پی نوشت کمی طولانی بشه!!

خیلی از افراد وبلاگستان این دید رو دارن که اگه یه چیزی با پسوند دات کام(com) یه دات نت،یا دات آی آر(ir) باشه،یه سایت محسوب میشه!!

شاید آدرس اکثر سایت های معتبر اینچنین باشن،اما چیزی که مشخص میکنه آدرسی که الان مشاهده میشه سایت هست یا وبلاگ،محتویات هستن.

الان همین جایی رو که جنابعالی داری میخونی با آدرس www.3nafar.ir میتونی باز کنی.پس ما رفتیم شدیم سایت؟!!نه عزیز دل.اینجا بیشتر حالت روزنوشت یا خودنوشت داره.بیشتر شخصی نویسی توشه،دارای بایگانی وبلاگی هستش.توی بازدیدکننده فقط میتونی یه دیدگاه به هر مطلب ثبت کنی و نه بیشتر.پس اینا میشن همون تعریفی که از یه وبلاگ میشه.حالا بذار من دات کام داشته باشم.

فضای مجازی توی خیلی از کشورها رشد دهنده ست،جهت دهنده ست.اما ما اینجا فقط یه مشت بیسواد داریم که فقط بلند بیان روی یه وبلاگ دوتا برف ببارونن و باکس باز کنن و بگن خوش اومدی و  . . . آخر کار بگن ما وب نویس حرفه ای هستیم.

هیچ کس وب نویس حرفه ای نیست.اینجا رو عرض میکنم.خسته شدم از بس آدمایی رو دیدم که هی مدعی تکنولوژی و فهم اون هستن اما هنوز وبلاگ رو مینویسن veblag و میخونن سایت.

خاستم چند تا از شاهکارها رو بذارم،دیدم به یه نصیحت بسنده کم بهتره.