جمعه 15 آبان 1394
با دیدنش متوجه شدم که تمام ارزش های آمریکایی ها فقط به باسن الکسیس خلاصه نمیشه.اونا هم نفس میکشن،عاشق میشن،میجنگن،کشته میشن و گریه هم می کنن.
پی نوشت:
 -آخرین بازمانده  ارزش دیدن داره.


پنج‌شنبه 2 مهر 1394

تمام شگفتی من از اینه که چطور کیرا نایتلی بی خدا این همه درک کاملی از عشق،شهوت و امید ارائه میده.
و سعی می کنم یاد بگیرم که قضاوت نکنم.
پی نوشت:
- دلم به اندازه تمام دلتنگی های روبی گرفت.دلم به حال نداشتگی هایش،به حال غرور پاکش سوخت.
- Atonement حسابی ها دلگیر است.



چهارشنبه 21 مرداد 1394

حق با ریک بود...

برچسب‌ها: کازابلانکا، کافه، ریک


دوشنبه 12 مرداد 1394

باید بپذیرم که خیلی چیزها هستن.

بپذیرم که انسان ها نیاز دارند کودکی کنند،عاشقی کنند و سکس داشته باشند.

باید عصمت را جور دیگر تعرف کنم.

پی نوشت:

 - wild 2014

برچسب‌ها: زندگی، عاشقی، سکس، wild، wild 2014


شنبه 3 دی 1390
یه مدت پیش شبکه پنج فیلم جالب "کشتی شکسته روی ماه" رو گذاشت.
به نظرم خیلی جالب اومد.

شخیصت زن این فیلم کسی بود که از اجتماع فراری بود.دنیاش به یه چهاردیواری محدود بود و یه اینترنت و اتاق چت.



و روبروش کسی که توی یه جزیره بی هیچ زندگی میکرد.
من منتقد فیلم نیستم و قصدم هم این نیست.

توی روند فیلم،آروم آروم حسرت دنیای کوچیک مرد تنهای جزیره رو میخوردم.



گاهی فکر می کردم نکنه منم محبوس یه صفحه ی آبی ام و یه آدرس به نام Saansiz.ir
گاهی شک میکردم به راهی که من میرم و خیلی از دوستان.
به اینکه اینجا همدیگرو دوست داریم.به  هم احترام میذاریم.یاد میدیم و یاد می گیریم.
حرف دلمون رو خیلی راحت به هم میزنیم.عاشق میشیم و ...
و بیرون از اتاقمون حتی بلد نیستیم با لبخند سلام بدیم.
شک کردم به خیلی چیزهای دیگه م.آخرین باری که با دوستام رفتم بیرون کی بود؟!!
آخرین باری که عرق کرده باشم کی بوده؟!
آخرین خنده های بلندم کی بوده؟!
خوب که نگاه می کردم،حس می کردم دنیام شده اندروید،سیمبین،asp،css،WADSL
خیلی ناامید شدم.دیدم چقدر دلم هوای بازی زمین خاکی و آب تلمبه کرده.
چقدر هوس دیرخوابی با اجاق روشن کردم.
چقدر دلم برا قصه ها و خاطره ها تنگ شده.
اواخر فیلم دیدم که چه حس خنکی داره مزرعه ی ذرت و مترسکش.

و چه لذتی داره برداشت ذرت.



چقدر دلم برای هیاهو تنگ شد و چقدر دلم به حال خودم سوخت.