درست آمده اید،اینجا همان وبلاگ سال ها قبل است
پنج‌شنبه 17 اسفند 1396


قصه‌ی همواره‌ی من و تو و زندگی است #زارا.

تو همیشه دوستداشتنی بودی و اینروزها بیشتر.

من و زندگی دعوای همیشه‌گی‌امان را داریم. لجبازی‌های کودکانه‌ی من و قرار‌های زندگی بعد از تعطیلی مدرسه پشت دیوار قسط و چک و وام.

و چقدر زیبا و صبورانه نگاهمان می‌کنی تو.

روزت مبارک.

دوستتان داریم #بانو.


پی‌نوشت:

-خودت خوب میدانی زارا ما اعتقادی به اسم‌هایی که ساپورت‌پوش‌ها روی روزهای زندگی میگذارند نداریم. آخر، حیف است تمام انسانیت و زندگی را جا بدهیم میان یک کلمه و آن هم فقط مادر.

حسود نیستم اما باور کنید #پدر های این سال‌های #سرزمین من مادر تر از تمام زنان تاریخ اند.

برچسب‌ها: زارا، قصه، زندگی، سه نفر


چهارشنبه 25 بهمن 1396


اینجا #شیراز و #خدا #پروستات گرفته گویا.


پی نوشت:

- اول و آخر سازمان هواشناسی 



سه‌شنبه 24 بهمن 1396


هیچ است. مثل دل خودم. مثل دست‌های همیشه خشکم. مثل قلب کوچک لرزانم.

هیچ است خُب. مثل روزگار هم‌نسل‌هایم. مثل سفره‌های محارمم. 

هیچ است دیگر. چون لبان خشکیده از ترس. چون شرمساری هزاران اسم به نام پدر. چون ذهن خلاق یک گرسنه.

هیچ است همیشه. چون خشکی این همه سال سرزمینم. چون امیدهای همواره یاس مادر. چون دلشکستگی‌هایش از نم‌های این خدای بی‌مروت. چون کارت‌های عابر بانکمان. چون دیانتمان. چون شرافتشان.


هیچ است.



شنبه 21 بهمن 1396


دل آدمیزاد همش دنبال یه چیز خیلی گُنده میگرده تا هی یادش بیاد که خیلی خوش به حالش هست.

از بس دنبال چیزا و بهانه‌های بزرگ و گنده می‌گرده دیگه وقت و فرصت خوش بودن رو نداره.

.

.


به نظرم زندگی ساده است.




شنبه 30 دی 1396


یادش نخیر. فقط فقر داشت و زجر داشت و کار.

اما دلخوشی‌های بزرگی بود برامون.



جمعه 29 دی 1396

آویزون که باشی همین می‌شود.
آویزون که باشی یکدفعه‌ای میری اون بالاها و خوب که هوا بَرَت میداره تالاپی پهن می‌شوی کف روزگار و آخرش می‌شوی درس‌عبرت.
امروز جایی بودم که هی با خودم کلنجار می‌رفتم که من چند؟
امروز جایی بودم که به چشم‌هام دیدم که همه‌ی ماها مثل هم هستیم... فقط قیمتمون فرق میکنه.
.
.
راسی خودت چند؟


جمعه 29 دی 1396


سال‌هاست که هم‌نشین تنهایی‌های سنگ‌های زیر پایش شده‌ است.

امید دل چوپان‌های تنها‌تر از خودش.

درخت انجیر وحشی بچه‌گی‌‌های من.

هنوز هم زیبا بود. فقط کمی پیرتر. مثل پدر. مثل زندگی.