درست آمده اید،اینجا همان وبلاگ سال ها قبل است
شنبه 21 بهمن 1396


دل آدمیزاد همش دنبال یه چیز خیلی گُنده میگرده تا هی یادش بیاد که خیلی خوش به حالش هست.

از بس دنبال چیزا و بهانه‌های بزرگ و گنده می‌گرده دیگه وقت و فرصت خوش بودن رو نداره.

.

.


به نظرم زندگی ساده است.




جمعه 29 دی 1396


سال‌هاست که هم‌نشین تنهایی‌های سنگ‌های زیر پایش شده‌ است.

امید دل چوپان‌های تنها‌تر از خودش.

درخت انجیر وحشی بچه‌گی‌‌های من.

هنوز هم زیبا بود. فقط کمی پیرتر. مثل پدر. مثل زندگی.



پنج‌شنبه 16 خرداد 1392
خداوندا سپاس که زندگی را دارم با چشمهای رنگی تو نقاشی می کنم.
زندگی فقط زمانی هجی می شود که آشپزخانه اش عطر امید دهد.
مثل همان انارهایی که توی آن پاییز شد امید ماندن و خوب بودن.
تکیه گاه بودن خیلی وقتها خودش شادی می آورد و اعتماد.
اعتماد به خودت.به اینکه نه،زندگی اونقدر ها هم که غر می زنن بدک نیست.
به قول سهراب خیلی چیزها هست.
یاد من هم باشد که قبل از جرم قصاص نکنم.
پیش از حادثه عزا نگیرم.
اصلا خوبی این آفرینش به همین سوختن و زایش هاست.

تا نابودی ای نباشد،تا دیواری پایین نیاید،تا من خیلی چیزها را از دست ندهم،هیچگاه آنی که باید نخواهم شد.

برچسب‌ها: امید، زندگی، شادی، طبیعت